خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت رانهان کن در نقاب ظلمت شب حسن طاعت را
۲
هواپیما شود بر دوش آهت گر زبان و دلز برگ و بار آرایش دهی نخل سعادت را
۳
شکست نفس باغ زندگانی را کند خرمبچشم کم نبینم سنگ باران ملامت را
۴
ز شوق ز خم شمشیرت دلم بر خاک میغلتدسرت گردم دمی هم کارفرما شو مروت را
صفحهٔ ۱ از ۲