خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نادیدن جمال تو مشکل بود مرامژگان بهم زدن تپش دل بود مرا
۲
آهی که سرکشد ز لبم شاخ سنبلی ستاز بسکه دل به زلف تو مایل بود مرا
۳
همچون حباب در رفتن ز خویشتنگام نخست دامن منزل بود مرا
۴
تا کی توان کشید ترش رویی سحابدر دیده هر صدف کف سائل بود مرا
صفحهٔ ۱ از ۲