شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز مستی کرده خون آشام چشمان ترادر فشار دل ید طولاست مژگان ترا
۲
بیختند از پردهٔ دل گونیا گرد خطتریختند از شیرهٔ جان نقل دندان ترا
۳
زالتهاب سینهٔ سوزانم از بس نرم شداز دل من فرق نتوان کرد پیکان ترا
۴
دیدن خواب پریشان عاشقان را تهمت استخواب گرد دیده کی گردد پریشان ترا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth