خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب خیالم به خواب دید تراچقدرها به بر کشید ترا
۲
مور ره یافته به خرمن گلیا خط عنبرین دمید ترا
۳
پای تا سر مزه است اندامتبه نگه می توان چشید ترا
۴
آب رنگی نماند با لعلتتشنه ای ظاهرا مکید ترا
صفحهٔ ۱ از ۲