خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشببود پرواز رنگ می به بال عندلیب امشب
۲
تب گرم محبت دارم و از جستن نبضمرگ برق است هر انگشت در دست طبیب امشب
۳
شود هر غنچه را در بر قبا پیراهن طاقتچو بخرامد به باغ آن سرو قد جامه زیب امشب
۴
چسان فردا نگهدارم عنان اضطرابش رابه امید وفایی گر دهم دل را فریب امشب
صفحهٔ ۱ از ۲