خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افتاد عکس عارضت ای مه جبین در آبشد موسم بهار گل آتشین در آب
۲
شمشیر موج تیغ سیه تاب می شودشوید سیاه بخت غمت گر جبین در آب
۳
با اشک ریزد از مژهٔ صافست گر دلتآری همیشه درد بود ته نشین در آب
۴
مینای چرخ تا شده لبریز اشک مامانند درد اده نهان شد زمین در آب
صفحهٔ ۱ از ۱