خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سرو یار که در برکشیده ام امشببغل بغل گل آغوش چیده ام امشب
۲
به راه شوق تو مانند شمع در ره بادزچشم منتظر خود چکیده ام امشب
۳
ز رفتن تو چنان دل فسرده ام که بس استدهان قهقهه جیب دریده ام امشب
۴
خیال گلشن کوی تو خوابم از سر بردشمیم گل شده رنگ پریده ام امشب
صفحهٔ ۱ از ۲