شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارد حیات، عالمی و جان پدید نیستدنیا ز آدمی پر و انسان پدید نیست
۲
در پردهٔ ظهور نهان است جلوه اشاز بسکه گشته است نمایان پدید نیست
۳
در خط نهان شده است تو را آب و رنگ حسنگل از وفور سنبل و ریحان پدید نیست
۴
محو جمالم و رخش از دیده ام نهانآب از سرم گذشته و عمان پدید نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth