خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی استهر آه شعله سوزم مکتوب آشنایی است
۲
هر داغ سینهٔ من مجنون خانه سوزی استهر قطرهٔ سرشکم طفل برهنه پایی است
۳
هر سبزه ای در این باغ آشفته ای است بی خودهر خار این گلستان کلک سخن سرایی است
۴
هر سنبل پریشان رند سیاه مستی استهر گل به رنگ خورشید جام جهان نمایی است
صفحهٔ ۱ از ۲