خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس استخامشی در شرمساریها گواه ما بس است
۲
ما تنگ ظرفان به یاد باده مستی می کنیمدر بهاران سایهٔ تا کی پناه ما بس است
۳
گرد راه نیستی شو تا به مقصد پی بریدر محبت، رفتن از خود خضر راه ما بس است
۴
احتیاج شاهدی در دعوی عشق تو نیستمهر داغی بر سر طومار آه ما بس است
صفحهٔ ۱ از ۲