خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح استدیدهٔ چون نقش قدم بر سر راهش طرح است
۲
ناز بر دیدهٔ خورشید پرستان داردحلقهٔ زلف که بر روی چو ماهش طرح است
۳
می توان گشت به گرد سر او کز شوخیدام صد فتنه ز هر موی کلاهش طرح است
۴
مغز در سر مه نو را شده آشفته مگربیت برجستهٔ ابروی سیاهش طرح است
صفحهٔ ۱ از ۲