شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیستدانه را نشو و نما در سایهٔ دیوار نیست
۲
در حریم سینهٔ عاشق هوس را بار نیستهر فضولی محرم خلوتگه اسرار نیست
۳
دیده ها بیگانه دیدند، مستوری زکیست؟شهرکوران است عالم، پرده ای در کار نیست
۴
تا به کی عصیان؟ نوای توبه ای هم ساز کنگرچه عفوش گوش بر آواز استغفار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth