شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل استمی کشم ناز تو تا تیرت ترازو در دل است
۲
چون توان آسوده زیر چرخ کین ویرانه راهر طرف دیدیم دیوارش به این سو مایل است
۳
گر ز دنیا نگذرد سالک به مقصد کی رسد؟چون شرر تا چشم پوشید از جهان در منزل است
۴
حسن کردار تو را اشک ندامت آبروستگرنه این باران بود تخم عمل بی حاصل است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth