خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده استشمع ها در هر طرف از داغ حرمان چیده است
۲
می تواند باعث احیای عالم شد دلتگر گل فیض سحر چون مهر تابان چیده است
۳
غنچه هم عرض بساط دردمندی می دهدته به ته لخت دل خونین به دکان چیده است
۴
خار در پیراهنش دست مکافات افکندگر گل شمعی حریفی زین شبستان چیده است
صفحهٔ ۱ از ۲