شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیستزاهدان خشک را چشم تری در کار نیست
۲
از گرانجانی است گر زاهد نشد محتاج میتیغهٔ کهسار را روشنگری در کار نیست
۳
هست چون بحر توکل سیرگه درویش راکشتی اش را بادبان و لنگری در کار نیست
۴
بر سرم منت منه گو سایهٔ بال هما!‏عاشق بی پا و سر را افسری در کار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth