خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشتبا هزاران بود افغانی که صد فریاد داشت
۲
مشق بیتابی رسانیدم ز فیض اضطرابدل تپیدنها خواص سیلی استاد داشت
۳
صورت او بسکه شب بر پرده های دل نگاشتچشم از مژگان تو گویی خامهٔ بهزاد داشت
۴
زخمهای سینه اش منت کش مرهم نشدهر که همچون لاله بر دل داغ مادرزاد داشت
صفحهٔ ۱ از ۲