خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهربانیهای پنهان را مزاج کاین ازوستخنده مستانهٔ زخم دل خونین ازوست
۲
چیده ام از بس گل نظاره زان گلزار حسنپنچهٔ مژگان مرا تا چاک دل رنگین ازوست
۳
درد او با روی دلها می کند مشتاطکیزلف آهی هر کجا آشفته شد پرچین از اوست
۴
صد چمن گل یادش از دل تا به مژگان چیده استدامن صحرا ز اشکم دامن گلچین ازوست
صفحهٔ ۱ از ۲