خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشتکوه تمکین ترا زور می از جا برداشت
۲
کاش برداشتی از خواش دنیا دل راآنکه بر دوش هوس بار تمنا برداشت
۳
داده رم وحشت ما کوهکن و مجنون رااین به کهسار شد و آن ره صحرا برداشت
۴
نقش نعلین تجرد سزدش مهر منیرآنکه پا از سر دنیا چو مسیحا برداشت
صفحهٔ ۱ از ۲