خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که موسم جوش بهار ییلاق استپیاله گیر که گل در کنار ییلاق است
۲
چرا نهان بود از دیده ها به پردهٔ غیباگر نه خلد برین شرمسار ییلاق است
۳
در آن مقام که زاهد دم صلاح زندپیاله زن که هوای بهار ییلاق است
۴
هوای برف و گل جام و سبزهٔ میناستجهان به موسم دی در شمار ییلاق است
صفحهٔ ۱ از ۲