شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفتشد چنان سرخوش که پنداری کدو بر کف گرفت
۲
آب گردد بس که از شرم صفای عارضشدست از آن آیینه می‌شویم که او بر کف گرفت
۳
گفت ازین مو هم فزون‌تر عاقبت کاهد تنتوقت گفتن تار زلف آن جعد مو بر کف گرفت
۴
سیر دارد گلشن رخساره‌اش از عکس جامتا گل پیمانه آن آیینه رو بر کف گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth