شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلشن در این بهار نه تنها شکفته استکهسار و شهر و بیشه و صحرا شکفته است
۲
شکر خدا که باز ز فیض بهار دهراز بس شکفته تا به دل ما شکفته است
۳
با صد هن چرا نزن خنده بر چمندل را که غنچه های تمنا شکفته است
۴
یک گل برای زینت این نه چمن بس استدنیاست گلستان چو دل ما شکفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth