خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمت که ز خون ما شرابی استدایم پی خان و مان خرابی است
۲
روی تو چو آفتاب پرنورلعلت گل قند آفتابی است
۳
محو خط تست چشم مستتاین کافر گوییا کتابی است
۴
امروز لباس شاهد میاز شیشهٔ بزم او گلابی است
صفحهٔ ۱ از ۲