شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس استآبداری شمع خلوتخانهٔ گوهر بس است
۲
دست و بازو زیب مردان هنر پرور بس استباغ رنگین جلوهٔ طاووس بال و پر بس است
۳
بیش از این آیینه از رشک صفایت چون کنداینکه دندان بر جگر افشرده از جوهر بس است
۴
هر کجا قامت برافروزد قیامت قایم استزلف بر هم خوردهٔ او شورش محشر بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth