شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنها نه قلب دل نگه او شکسته استبازار خوش نگاهی آهو شکسته است
۲
در باغ بهر مشق ستم هر بنفشه ایپیش خط سیاه تو زانو شکسته است
۳
از بس سیاه مستی نازش زخود ربودآن چشم را زبان سخنگو شکسته است
۴
امروز محتسب نه به می متهم شده استاین کاسه بارها به سر او شکسته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth