شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیوسته ذوق باده چو خون در دل من استگویی ز صاف و درد می آب و گل من است
۲
از تخم عشق یار که در سینه کاشتمبرداشتن دل از دو جهان حاصل من است
۳
افتادگی است مقصد صحرا نورد عشقواماندگی به راه طلب منزل من است
۴
از میل خاطری که به آن دلربا مراستدانسته ام که خاطر او مایل من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth