خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش استبلی حلاوت شفتالوی رسیده خوش است
۲
پیام لاله پی منع گریه ام این بودکه اشک سوخته بر خون دل چکیده خوش است
۳
عجب که دل پی آرام مضطرب باشددر اضطراب چو سیماب آرمیده خوش است
۴
منال از غم پیری که چون کمان جویابه برکشیدن او با قد خمیده خوش است
صفحهٔ ۱ از ۱