شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده استبرگ برگ غنچه در وصفت زبان گردیده است
۲
شد پس از مردن غبارم سرمهٔ آوازهابسکه در هر ذره ام رازی نهان گردیده است
۳
بر سر خاکم هما کسب سعادت می کنداستخوانم تا خدنگت را نشان گردیده است
۴
سرخرویی را مهیا همچو برگ غنچه باشگر ترا جویا یکی با دل زبان گردیده است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth