شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتن از خویش به یادش سفر مردان استوادی بی خبری رهگذر مردان است
۲
تیغ صاحب جگران است بریدن زجهانچشم بستن ز دو عالم سپر مردان است
۳
ناز بر زندگی خضر کند کشتهٔ عشقهر که سر باخت در این راه سر مردان است
۴
اضطرابم به ره وادی مقصود رساندطپش دل ز غمش بال و پر مردان ا ست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth