خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرخ خاکستری از آتش سودای من استوسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است
۲
فیض باطن سبب زینت ظاهر باشدچاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است
۳
طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهتتا نظر کار کند چشم تمنای من است
۴
نبض بیمار صفت در ره شوقش جویاجاده گرم طپش از گرمرویهای من است
صفحهٔ ۱ از ۱