خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راستبا کمان قامت خم رفت تیر آه راست
۲
کی برند از مسلک حق فیض ارباب نفاقمار کج کج می رود هر چند باشد راه راست
۳
نور روی آفتاب من کم از خورشید نیستکی توان دیدن سوی آن رشک مهر و ماه راست
۴
چون توان دیدن ز دست اندازی باد صبابر رخش گه کج شود زلف سیاه و گاه راست
صفحهٔ ۱ از ۲