خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم استبه التفات کرم سرد و با جفا گرم است
۲
زتاب آه جگر خستگان او خورشیدسربرهنه به سر می برد هوا گرم است
۳
به دستیاری عشق تو چون فتیلهٔ داغبه هر کجا که نشینیم جای ما گرم است
صفحهٔ ۱ از ۱