خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیستپیش ما آتش نژادان، شعله، آهی بیش نیست
۲
نیست بیرون پای دل از حلقهٔ فرمان زلفبا وجود آنکه هندوی سیاهی بیش نیست
۳
هر که در گام نخست عشق از خود می رودبرق پیش همت او گرد راهی بیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۱