شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دور از تو درونم همه باغ از گل داغ استیاد تو نسیمی که سراسر رو باغ است
۲
رفتی و گل از هجر تو افسرده چراغ استهر لالهٔ خونین جگر از درد تو داغ است
۳
جز در ره رفتن زخودش پی نتوان بردآسوده هر آنکس چو شرر گرم سراغ است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth