خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل گرفتار است تا گردآور سیم و زر استبلبل ما در قفس چون غنچه از بال و پر است
۲
نالهٔ عاشق بقدر درد می بخشد اثرآه اگر بی لخت دل باشد خدنگ بی پر است
۳
می همین دل مردگان را نیست اکسیر حیاترنگ رخسار ترا هم کیمیای احمر است
۴
برق بیتابیم را کهسار غم جولانگر استدل تپیدن شهپر عنقای قاف دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲