خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آفتاب عارض او خال مشکبوستیا نافهٔ فتاده زآهوی چشم اوست
۲
یادت بخیر باد که مینای دل مراچون غنچه از خیال تو لبریز رنگ و بوست
۳
شوقی ز هر سوی بدلم رو نهاده استدر شیشه این می شفقی خوشتر از کدوست
۴
کس را به خوبی خط رخسار او چه حرفآری هر آنچه سر زند از نیکوان نکوست
صفحهٔ ۱ از ۲