شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کام خواهش از می بی غش گرفته استبرگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است
۲
شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تستگر غنچه را دماغ مشوش گرفته است
۳
تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافتصد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است
۴
تأثیر آه ماست که هر شام از شفقاطراف دامن فلک آتش گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth