خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیستتیغ های موج را هیچ احتیاج آب نیست
۲
قدر نعمت از زوالش بیشتر ظاهر شودعقد دندان تا نریزد گوهر نایاب نیست
۳
تا نبیند زابر گوهربار مژگان ریزشیمزرع امید ما لب تشنگان سیراب نیست
۴
ارتفاع مهر رخسار تو نتواند گرفتآنکه بر مژگانش از لخت دل اسطرلاب نیست
صفحهٔ ۱ از ۲