شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهربانی با خلایق پاسبان دولت استدر حقیقت دل شکستن کسرشان دولت است
۲
بر شکم سنگ قناعت بند و آسایش گزینسیری از چیزی که ممکن نیست نان دولت است
۳
گر حقیقت بین شوی، خون دل خود می خوریآنکه سرمست شراب ارغوان دولت است
۴
باده نوشی را که باشد پادشاه وقت خویشابر عالم گیر بر سر سایبان دولت است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth