خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در حریمش دل و جان باخته می باید رفتشمع سان پای ز سر ساخته می باید رفت
۲
توبه کن تا سبک از خویش توانی برخاستآنچه اندوختی، انداخته می باید رفت
۳
بخت اگر یار و مددکار شود سایه مثالپی آن قد برافراخته می باید رفت
۴
تا شود آینهٔ جلوهٔ او در ره شوقدل زفکر همه پرداخته می باید رفت
صفحهٔ ۱ از ۲