شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن را که غباری به رخ از تربت طوس استدر دیده اش اکلیل شهان، تاج خروس است
۲
دنیا که به چشم تو بود زال کهن سالدر دیدهٔ بالغ نظران تازه عروس است
۳
هر غنچه که دیدم بهم آورده لب شوقبر نقش کف پای تو آمادهٔ بوس است
۴
هر نرگس گلزار بود دیدهٔ عبرتهر برگ گل باغ، کف دست فسوس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth