خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوختتا پیه چشم بود چراغ نگاه سوخت
۲
دودش بهار عنبر دریای رحمت استهر دل که او در آتش شرم گناه سوخت
۳
زان جلوه ای که حسن تو امشب بکار برددیدم ستاره داغ شد از رشک و ماه سوخت
۴
چون شمع زآتش دل شب زنده دار خویشما را شب فراق تو موی کلاه سوخت
صفحهٔ ۱ از ۲