خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده استدلبر بسیار شرین تر ز جان گم کرده است
۲
نیستش در هیچ یک از حلقهٔ الفت قراراین دل آواره مرغ آشیان گم کرده است
۳
گشت افزون نخوت شیخ از هجوم اهل شهرخویش را در اینقدر مردم چسان گم کرده است
۴
از دلایل داده زاهد مسلک حق را زدستره چو تار سبحه در سنگ نشان گم کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲