خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیوسته عشق درصدد خودنمایی استاین سرو و قمری و گل و بلبل بهانه ای است
۲
شبهای وصل هر مژه برهم زدن مرابسیار دردناک تر از تازیانه ای است
۳
ما بیدلان غریب دیار چمن نه ایمهر گل برای بلبل ما آشیانه ای است
۴
در گرد سرمه حلقهٔ چشمش ز مردمکاز بهر صید طایر دل دام و دانه ای است
صفحهٔ ۱ از ۲