خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موجمحشر خورشید می گردد زند دریا چو موج
۲
نیست مانند صدف دل بستگی با گوهرممی زنم بر بحر پشت پای استغنا چو موج
۳
هست سیماب دلم را زندگی در اضطرابدارد از فیض تپیدن خویش را بر پا چو موج
۴
می دهی جان خودنمایی را زبالای لباسجلوه ات رنگین بود از پهلوی خارا چو موج
صفحهٔ ۱ از ۲