خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن میکشدهرکه چون گرداب پای خود به دامن میکشد
۲
در تمنای تماشای تو چشم داغ دلاز شکاف سینه همچون شمع گردن میکشد
۳
سرفرازان جهان را از رعونت چاره نیستکوه ازین راه است اگر بر خاک دامن میکشد
۴
چشم مستش تا کند سودامزاجان را علاجاز نگاه گرم از بادام روغن میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲