شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل وارسته را پروای سیم و زر نمی‌باشدچو رنگ از رخ پرد محتاج بال و پر نمی‌باشد
۲
غزالان سر به صحرا دادهٔ رشکند در دورشز هم چشمی بلایی در جهان بدتر نمی‌باشد
۳
نباشد طبع عالی‌فطرتان را احتیاج میکه تیغ کوه را حاجت به روشنگر نمی‌باشد
۴
کدامین روز عکس عارضش در جلوه می‌آیدکه صبح آفتاب آیینه را در بر نمی‌باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth