شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر داردبه قدر طول سفر زاد راه بردارد
۲
فریب خوردهٔ دولت قرین آفتهاستزموج آب گهر کشتیش خطر دارد
۳
کسیکه آن مژه گردیده تکیه گاه دلشهزار نشتر الماس در جگر دارد
۴
بود نهایت سیر فغان زلب تا گوشز دل چو ناله برآید به دل اثر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth