خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون جگر زهر بن مو بی تو سر شودهر موی بر تنم زغمت نیشتر شود
۲
بویش نشان زگرد رهی می دهد مراترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود
۳
در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکندهرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود
۴
عیش شباب را غم پیری بود ز پیباشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود
صفحهٔ ۱ از ۲