خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کندنامسلمانم اگر کافر به کافر می کند
۲
با هوای نفس کی آرام دل حاصل شوداضطراب بحر را صرصر فزونتر می کند
۳
گشته ام هم بزم بی باکی که از شوخی مدامعاشقان را خون به دل چون می بساغر می کند
۴
در کمین صید مطلب تا به کی خواهد نشستدام ازین راه است دایم خاک بر سر می کند
صفحهٔ ۱ از ۲