خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمیباشدمسیحا معجزی مانند لعل او نمیباشد
۲
به ایمایی دل آهونگاهان میشود صیدشکمانداری دگر مانند آن ابرو نمیباشد
۳
به راه عشق رفتم با توان ناتوانیهاکه پای رفتن این راه جز زانو نمیباشد
۴
به خود در جنگ بدخویی ز خود رم کرده آهویینمیباشد چو چشم او چو چشم او نمیباشد
صفحهٔ ۱ از ۲